سيد علي اكبر قرشي

18

قاموس قرآن ( فارسي )

و با ظاهر قرآن مخالف است . مستر هاكس در قاموس كتاب مقدّس ص 4 ميگويد : ابراهيم بانى و موجد و رئيس عظيم طايفهء يهود و بنى اسماعيل و ساير طوايف اعراب بود . مخفى نماند يهود براى اينكه خود را حقّ جلوه دهند ميگفتند : ابراهيم از ماست و يهودى بود . نصارى نيز ميگفتند : چون با آمدن انجيل ، دين بنصرانيّت برگشت ، پس ابراهيم نصرانى است و از ما مىباشد . اين سخن دروغ است ، زيرا يهوديّت و نصرانيّت بعد از نزول تورات و انجيل پيدا شده و ابراهيم عليه السّلام پيش از آن دو بود قرآن فرمايد « اى اهل كتاب چرا در بارهء ابراهيم محاجّه ميكنيد ( و هر يك او را از خود مىپنداريد ) حال آنكه تورات و انجيل بعد از او نازل شده آيا نمىفهميد ؟ * ( « ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرانِيًّا وَلكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * آل عمران : 65 - 67 صاحب قاموس كتاب مقدس در اسناد پايه گذارى يهوديّت بابراهيم ، اشتباه كرده است . آنچه تا اينجا در باره حضرت ابراهيم عليه السّلام گفته شد همه استخراج از قرآن مبين است ، در نقل حالات انبياء به قرآن مجيد نظر مستقلّ داريم لازم است مسلمانان در شناختن انبياء الله كه مردان پاك و معلَّمين بشراند دقّت بيشتر بخرج دهند و پى نقلهائى كه شايد بيشتر از اسرائيليات باشند نروند و نيز از سنّت قطعيّه استفاده كنند . نادره هاى ديگرى نيز از ابراهيم عليه السّلام در قرآن هست ولى ما به آنچه نقل كرديم اكتفا ميكنيم هر چه تورات و ابو هريره ها در بارهء پيامبران پاك بگويند تا قرآن و سنت قطعيه تأييد نكند اعتبار ندارد . اباق : رفتن در حال خشم . * ( « إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ » ) * صافّات : 140 يعنى آنگاه كه يونس در حال خشم و نارضائى به طرف كشتى پر شده رفت . اكثر اهل لغت اباق را فرار